تبليغاتX
یک مدیر دات کام
 
یک مدیر دات کام
 
 
برگزیده مطالب مورد علاقه من در دنیای مجازی
 

ساعت ۱۱رفتم بیمارستان خاتم الانبیا و در محضر دکتر درخشان آندوسکوپی کردم...  گفت: معده ام زخم شده .... اسید معده ام هم زیاد ترشح می کنه ..... قرص هم داد .... خودم کردم که لعنت بر خودم باد .... فست فود ممنوع ... سرخ کردنی ممنوع ... چیپس ممنوع ... پفک ممنوع ... ترشی ممنوع ... هله هوله ممنوع ... آقای دکتر ببخشید پس من چی کوفت کنم! همه زندگیم ممنوع شد!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 19:23  توسط هادي رخش بهار  | 

از کودکی نامش اسفندیار بود

بعد ها بزرگ شد و ازدواج کرد و صاحب فرزند شد

دخترش با پسر رئیس جمهور وقت ازدواج کرد

او رئیس سازمان گردشگری و جهانگردی بود

او اولین فردی بود که مردم اسرائیل را دوست مردم ایران معرفی کرد

یهو و بعد از انتخابات دهم او معاون اول احمدی نژاد شد!

واقعاً یهویی معاون اول شد...

بعد نوشت : در تاریخ ۳/۵/۱۳۸۸ بعد از مخالفت های صورت گرفته از جانب اصولگرایان و آیات عظام و در پی دستور رهبری، اسفندیار رحیم مشایی از سمت خود برکنار شد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 16:26  توسط هادي رخش بهار  | 

بازار سیاست این روزها بسیار بسیار داغ می باشد به طوری که یکی از دوستانمان دستش را به سمت بازار سیاست دراز کرد و دچار سوختگی ۱۰۰ درصد شد و بعد از حدود چند ساعت مرد ... بعد از خروج دوستان بسیار خوب و مهربون بسیجی و لباس شخصی از سطح شهر تهران و برگشتن به شهرستانهایشان ... اوضاع یک کمی آروم تر شده بود و خبری از بازار سیاست نبود که خبر رسید ... ..<< نماز جمعه این هفته تهران به امامت آقای رفسنجانی و حضور آقایان خاتمی ، میرحسین موسوی ، مهدی کروبی برگزار می شود>> و .......................

تا فردا.................

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 21:52  توسط هادي رخش بهار  | 

تو این گرما................  باور کن سرما خوردم ................... حالم بده ............. هوا هم خیلی آلودست ................   دارم بهتر می شم ! .......... انفولانزای خوکی هم داره زیاد میشه ......... هواپیمای کاسپین هم ساعاتی پیش سقوط کرد و ۱۶۸ نفر مردند!!!!!! کی باید جواب بده ؟؟؟؟ بیخیال.

اصلاً چه معنی میده آدم به کسی جواب بده؟؟؟؟؟ و همچنان با اقتدار با توپولوف پرواز خواهیم کرد تا کور شود هر آنکس که نتواند دید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:31  توسط هادي رخش بهار  | 

چه بگویم؟ گله ای نیست !!!!! گر هم گله ای هست.... دگر حوصله ای نیست!

مدتی است زبان و چشم هایم را بسته ام.............

 |+| نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 21:3  توسط هادي رخش بهار  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا