دیشب رفته بودیم کنسرت گروه ۷ .... محل کنسرت سالن همایش های برج میلاد بود ... با مصطفی و حامد و خانم هایشون و حمید رفته بودیم .... اینقدر جیغ زدم که صدام در نمیومد... چه جمعیتی اومده بودند ! حراست غرب تهران هم که اجازه نمی داد بجنبیم ! و مثل بچه مثبت ها از جامون بلند نشدیم و کلی با جنبه بازی در آوردیم که از ما بعید بود! ...

خانم بهاره رهنما و دخترشون هم بودند ... علی اصحابی هم بود ... خیلی باحال بود .... کلی خوش گذشت ... جای همتون خالی
دیروز واسه ثبت نام رفتم دانشکده مدیریت تهران مرکز ، وای که چقدر این دانشکده مزخرفه ... به قول حمید صد رحمت به تهران جنوب ...سگ تهران جنوب به اینجا شرف داره ...
![]()
بعد از کلی درگیری کار ثبت نامم تموم شد و قلی زاده قول داد ترم های بعد حالم رو بگیره! با تشکر از برخورد خوب بقیه ثبت نام کنندگان .......
عید سعید فطر بر همه دوستان عزیزم مبارک باد
در این که در بانک صادرات " حق همیشه با مشتری است" هیچ شکی نیست . مشتری خوب و بد هم همه جا پیدا میشه ... امروز یه دونه خیلی خوبش گیرم اومد که برام گل اورد و یه دونه زبون نفهمش هم به تور من خورد ... زبون نفهم که چه عرض کنم !!! خدا پدر و مادر زبون نفهم رو بیامرزه!! خدایا ! واقعاْ شغلی سخت تر از کارمندی بانک هم وجود داره؟؟؟؟
دیشب بعد از ۱۲ سال با دوستان رفتیم استادیوم آزادی ... بازی پیروزی ـ شاهین بوشهر ... بازی شروع شد ... طرفداران مودب پرسپولیس شروع به تشویق کردند ... بازی خیلی کسل کننده بود.

نیمه اول با حساب ۱-۱ تمام شد ... ۱۵ دقیقه صبر کردیم تا نیمه دوم شروع شد ... تماشاگران مودب از دقیقه ۶۰ دیگه لطف خودشونو به شدت ابراز کردند... از این همه لطف مشعوف شدیم... خیلی خوش گذشت ... مدت ها بود که این همه فحش های زیبا و کش دار نشنیده بودم!!!! خلاصه بازی ۲-۲ تموم شد و ما هم به سمت خونه اومدیم... تازه یادم اومد چرا ۱۲ ساله نرفتم استادیوم!


