تبليغاتX
یک مدیر دات کام
هشتمین شرکت برتر ایران سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 21:27

بر اساس رتبه بندي سازمان مديريت صنعتي كشور و طبق صورتهالي سال مالي 1386، بانك صادرات هشتمين شركت برتر ايران و دومين بانك موفق كشور  طي سال 1387معرفي شد.

سازمان مديريت صنعتي كه هر ساله صد شركت برتر كشور را در راستاي تقويت فضاي كسب كار كشور معرفي مي نمايد در سالجاري نيز اقدام به معرفي 100 شركت برتر طي سال 1387 نمود كه بر اين اساس بانك صادرات ايران هشتمين شركت برتر ايران و دومين بانك موفق كشور شناخته و معرفي شد.
گفتني است در آخرين رتبه بندي سازمان مديريت صنعتي كشور، ميزان فروش، رشد فروش، فروش سرانه، سودآوري، دارايي ها، بازده فروش و دارايي به عنوان شاخصهاي اصلي مورد بررسي قرار گرفته اند.
شايان ذکر است  بانک صادرات ايران با سرمايه اي بالغ بر 16803 ميليارد ريال داراي بيش از 3 هزار شعبه در کشور و 21 شعبه، 3 دفتر سرپرستي، 2 بانک مستقل و 2 بانک مشترک در خارج از کشور مي باشد و نزديک به 60 سال است که در عرصه بانکداري و ارائه خدمات بانکي به مردم شريف ميهن اسلامي فعاليت مي نمايد.

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

سربازی خانم ها سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 21:21

اینم از سربازی دختر خانم ها و مشکلاتی که پیش میاد:

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازها کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی...

صبحانه:
وا... آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو ...
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود...
هوووو.... بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای فری جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره نسیم جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!

برگرفته از وبلاگ ضد دختر

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

چهارشنبه سوری چیست؟ دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 19:57

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.

در گاه‌شمار زرتشتیان سال ۳۶۵ روز شامل ۱۲ ماه که هرکدام دقیقاً ۳۰ روز است و ۵ روز در انتهای سال جدا از ماه‌ها است که این ۵ روز پنجه نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود و در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال را هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود. ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روش‌کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهند‌کرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن‌ روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند. البته مراسمی که امروزه جریان دارد به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان ، یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک ها، کردها و زرتشتی ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است. امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.

برگرفته از ويكي پديا

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

تيلور كيست؟ چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 22:13

برای نخستین بار یکنفر آمریکایی بنام " فردریک تیلور " ( 1856 – 1915 ) در سال 1881 ، مفهوم علم و دانش را در ارتباط با مطالعه کار ، تجزیه و تحلیل کار و مهندسی کار قرار داد . کار و فعالیت همواره و همزمان با آفرینش انسان وجود داشته است . این کاملا تصادفی بود که آدم مرفه و تحصیلکرده ای همچون فردریک وینسلو تیلور به یک کارگر بدل شد . ضعف بینایی او سبب شد تا او از راه یافتن به دانشگاه هاروارد صرفنظر کند ، و بجای آن ، در کارخانه ریخته گری ، شغلی برای خود دست و پا کند . تیلور به دلیل استعداد سرشار خدادادی ، خیلی زود توانست خود را تا رده ی مدیریت سطح بالای شرکت ، بالا بکشد ، و با نوآوری هایش در زمینه های  ریخته گری و فلز کاری ، به سرعت ، به فردی ثروتمند تبدیل گردد.  تیلور، مشاور مدیر کارخانة فولاد بتلهایم بود و با روشهایی که به کار گرفت موفّق شد در سال ۱۸۹۹ تولید چدن را ۴۰۰درصد افزایش بدهد. کاری که او انجام میداد، مطالعة کار بود.

مدیریت علمی چگونه بوجود آمد و چیست :

در منابع مختلف تعاریف تعاریف زیادی وجود دارد برخی از آنها در زیر آورده شده مثلا:

مدیریت علمی عبارتست از تجزیه و تحلیل دقیق داده ها و ستاده ها و هزینه ها در مدیریت علمی حدس و گمان و یا حساب سرانگشتی جایی ندارد ، بلکه مستلزم برنامه ریزی دقیق و اجرای سیستماتیک است .

همچنین مديريت علمی از نظر تیلور یعنی انجام وظیفه به شیوه ی هر چه فوری تر و هر چه کامل تر . وقتی بهترین شیوه پیدا می شد ، آن وقت بود که می شد افراد را برای به کارگیری آن گمارد ، آن هم فی الفور و منطبق بر قواعد و شرایطی که نسخه آن از قبل پیچیده شده بود . اساس تیلوریسم بر این بود که برای تحقق هر کار خاصی تنها " یک راه بهترین " وجود دارد ، و این که بعد از آن می بایست افراد را برای انجام وظیفه تعیین شده به کار گمارد و بر آنها نظارت کرد و نسبت به عملکردشان آنها را تشویق یا تنبیه نمود . وظیفه مدیریت طراحی کار و کنترل آن بود .

 چکیده اصول مدیریت علمی به شکلهای زیر نیز میباشد که شامل :

1-     جایگزینی اصول علمی به جای محاسبات سرانگشتی

2-     کسب هماهنگی در فعالیت گروهی به جای تشتت در عمل

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

ترم جدید پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 8:41

ماجرا از جایی شروع میشه که برای ثبت نام اینترنتی به سایت دانشکده مدیریت تهران مرکز وارد شدم و شروع به انتخاب واحد کردم !!!! همه درس های ساعات بعدازظهر پر شده بود! و تنها ۸ واحد تونستم بردارم ... باعجله به دانشکده رفتم و مشکل رو با مدیر محترم گروه خانم دکتر شکری مطرح کردم ... که بنده به عنوان یک کارمند بانک نمی تونم صبح ها کلاس بردارم و ایشون در جواب فرمودند برای شما کارت دعوت که نفرستادیم بیای درس بخونی! یا درس بخون یا کار کن! 

 

خلاصه کلام با این که معدل ترم قبلی من ۱۷.۵ شد و می تونستم ۲۴ واحد بردارم ولی ۱۶ واحد گرفتم... درس های این ترمم : حسابداری ۲ استاد احد دهقان زاده ...  حقوق اداری استاد عبدالله ملکی .... اقتصاد خرد استاد فریده حق شناس ... مبانی مدیریت اسلامی استاد حاجی بزرگی ... فارسی استاد خمسه  ... تاریخ تحلیلی صدر اسلام  استاد؟

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |