|
یک مدیر دات کام
|
||
|
برگزیده مطالب مورد علاقه من در دنیای مجازی |
يكي از دوستان در مورد مقاله چگونه با مدیر بد خود رفتار کنید؟ اينگونه نوشته اند :
من یک معلمم و مدیر من تمام ویژگی های یک مدیر بد را داراست.

خدا می داند بر من و امثال من چه می گذرد.حتی تو خواب هم کابوس زندگینند. ویژگی های عالی من همه داره از میان میره .خودم هم دارم از دست میرم .کاش نظارتی بر این مدیران بد که انسانیت رو تو مشت خودشون مچاله می کنند بود. کاش کاش کاش کاش

مری، مدیر منابع انسانی سازمان میگوید: «تام، من بسیار متاسفم که شنیدم تصمیم به رفتن گرفتی، میدانم که تصمیمت را گرفتهای و دیگر راه بازگشت نیست، فقط میخواهم بدانم چرا؟».
تام محکم در حالی که به نظر میرسید خوب نخوابیده است، گفت: «من دنبال کار خارج از سازمان نبودم، ولی مشاور کاریاب آنها آمد پیش من و پیشنهادی داد که نمیتوانستم رد کنم. اعطای شراکت با J&N. این فرصتی است که همیشه پیش نمیآید».
مری با شنیدن این اسم عصبانی شد. در سالهای گذشته J&N تعداد زیادی از کارکنان ماهر سازمان را به سمت خود کشیده بود. مری به تام گفت: «برایت بسیار خوشحالم، ولی امیدوار بودم که هر جایی غیر از آنجا میرفتی» تام در اوج بود، در سن 35 سالگی، 8 سال سابقه همکاری با سامبيان را داشت. شرکت برای او همانند یک خانواده بود؛ حتی بعد از اینکه ازدواج کرد و بچه دار شد. او تعدادی جایزه طراحی برده بود و در لیست کوتاه کارکنان برتر مدیرعامل بود، اما این تمام داستان نیست. در Sambian تام از همان اختیار عملی که قرار بود در J&N داشته باشد برخوردار بود. او خود پروژههایش را انتخاب میکرد و اولویتها را خودش تعیین مینمود. آیا او میدانست به دست آوردن این اختیارات در سازمان جدید چقدر سخت خواهد بود؟
«مطمئنا میدانی که قرار است به تو ترفیع داده بشود. اگر امسال نشد سال دیگر. آيا برای تو فرقی میکرد اگر دستمزدها بیشتر میبود؟ تو اینجا واقعا کارمند باارزشی هستی.»
تام گفت: «خوشحالم که این را میشنوم مری، اما به هر حال زمان رفتن فرا رسیده. من باید چالشهای جدیدی را تجربه کنم».
- «اما تو همیشه تجربههای جدیدی کسب میکردی. آیا خود پروژهها چالشبرانگیز نبودند؟» اما مري در واقع میخواست بپرسد که آیا اینجا خوشحال نبودی؟
تبریک به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر (زن)

در حال حاضر بهترين راه براي استفاده مؤثر از نيروي كار، انگيزش است، به ويژه فشار مثبتي كه ، موجب تغيير رفتار در جهت مطلوب گردد. براي پرورش طرز نگرش صحيح، افراد بايد كار خود را به شكل يك فعاليت معني دار ببينند. اين امر به خودجوشي آنان كمك كرده و دانش حرفه اي و طرح هاي كاري آنها را غني مي سازد. به موازات، احساس تعلّق به سازمان بايد در افراد پرورش يابد. بررسي هاي انجام شده در برخي از كشورهاي آسيايي نشان مي دهد كه با انگيزش صحيح در كارگران مي توان بهره وري را به سهولت تا حد 90 درصد در مؤسسات كوچك و متوسط افزايش داد.

مهمترين كار ، در مديريت امور، ايجاد انگيزه در سايرين است . اين وظيفه شامل توانايي براي برقراري ارتباط ، الگو شدن ، چالش ، تشويق ، به دست آوردن بازخورد ، درگير شدن ، تسليم مسئوليت ها ، توسعه و آموزش ، اطلاع رساني ، ارائه كارها و فراهم نمودن پاداش مناسب مي باشد.
به نظر مي رسد واژه انگيزش باعث واكنش هاي عاطفي چشمگيري در بين عده زيادي مي گردد و همه خواهان آن هستند ،اما همه آنها كاملاً مطمئن نيستند كه انگيزه چيست. همچنين نتايج و موفقيت هاي چشمگيري را در جهان ورزش مي بينيم كه تا حدود زيادي به نيروي انگيزه مرتبط است.
همان طور كه مي دانيم انسان ها به طور طبيعي به دنبال هدف هستند و به نظر مي رسد كه تمام موفقيت چشمگير جهاني از طريق افرادي با انگيزه هاي قوي حاصل شده است . در واقع هر شخصي مي تواند در خودش انگيزه به وجود بياورد و بايد در اشخاص ديگر نيز انگيزه ايجاد نمايد.
چگونه مي توانيم بهتر باشيم؟ چگونه مي توانيم كارها را بهتر انجام دهيم؟ ابتدا ضروري است كه خودمان را بهتر بشناسيم و بدانيم چه چيز به ما انگيزه مي دهد و چگونه مي توانيم انگيزه بيشتري پيدا كنيم.
آن دسته از شما كه مسئوليت بزرگي چون اداره يا رهبري افرادي را بر عهده داريد بايد بدانيد چگونه به افراد كمك نماييد تا به آرزوهاي شخصي شان دست يابند و يا اين كه چگونه مي توانيد به آنان انگيزه دهيد تا به سمت هدفي مشترك حركت كنند.
انگيزه دروني ، حقيقتي است كه هميشه پشتوانه اي براي موفقيت ها و پيروزي هاي انسان بوده و خواهد بود. براي ساختن و يا حفظ انگيزه هاي شخصي خود ، داستان هايي را جستجو كنيد كه در رابطه با موفقيت باشد و اين داستان ها به سن ، رنگ ، اعتقادات يا موقعيت شما بستگي چنداني ندارد . "شما مي توانيد ، اگر باور داشته باشيد كه مي توانيد."
انگيزش و قدرت آنقدر به هم نزديك اند كه مي توان گفت در يك شخص با انگيزه ، قدرت هم وجود دارد . شايد داستان عجيب مادري با 160 سانت قد و 55 كيلوگرم وزن را شنيده باشيد كه با پسر بچه اش در جاده تصادف كردند در حالي كه ماشين در كنار جاده چپ شده بود و بچه در زير آن افتاده بود ولي مادر بدون آسيبي به بيرون پرتاپ شده بود . وقتي نيروهاي امداد رسيدند مادر را در حالي كه بچه اش در دستانش بود و آسيبي نديده بود ، ديدند . مادر و پسر ، براي معاينه كامل به بيمارستان منتقل شدند و در آنجا معلوم شد كه ستون فقرات پشت مادر صدمه شديد ديده است . آنچه اتفاق افتاده بود اين بود كه ظاهراً مادر ماشين را بلند كرده و بچه را با پاهايش جابجا نموده و در حين انجام اين كار پشتش صدمه ديده بود. هيچ روش شناخته شده ديگري وجود نداشت تا مادر بتواند در شرايط عادي ماشين را بلند كند ، زيرا جثه ، قدرت يا عضلات قوي براي انجام اين كار نداشت . فقط قدرت انگيزش در او مي توانست اين كار را انجام دهد.
پايه و اساس همه انگيزش ها ، اميد است . اميد ، شاخصي براي انگيزه دادن به افراد است و در واقع اميد علتي است براي معلول يا به عبارتي سوختي است كه موتور را به حركت درمي آورد. بدون اميد هيچ فردي نمي تواند با انگيزه شود.

یک مساله بغرنج چیست؟
مسائل بغرنج زمانی به وجود میآیند که سازمان ناگزیر از مواجهه با تغییرات دائمی یا چالشهای پیشبینی نشده باشد. این گونه مسائل در محیطهای اجتماعی به وجود میآیند. هر چه اختلافنظرهای افراد درگیر در مساله بیشتر باشد، بغرنجی مساله پیش رو بیشتر میشود. در واقع پیچیدگی اجتماعی مسائل بغرنج به اندازه دشواری تکنیکی به غیر قابل حل نمودن این گونه مسائل دامن میزند.
|
|