|
یک مدیر دات کام
|
||
|
برگزیده مطالب مورد علاقه من در دنیای مجازی |
گوش دادن اثربخش (درك معناي عبارات كه مستلزم تمركز و ادراك است) در واقع آگاهي از انديشه كاركنان و تقويت دانش خويش با تكيه بر دانش آنان را ميسر ميسازد، از اين رو عوامل زير را ميتوان به عنوان موانع تقويت دانش و انديشه مديران از طريق گوش دادن مؤثر برشمرد:

نقش مدير در سازمان را به نقش ارتباطي كه خود شامل تشريفات و رهبري و نقش اطلاعاتي كه شامل نقشهايي همچون رابط، رئيس اطلاعات سازماني، اطلاعرسان و نماينده يا سخنگوي سازمان و نقش تصميمگيري كه در بر گيرنده نقشهايي به عنوان خلاق و نوآور، مسئول رفع بحران تخصيص دهنده منابع و مذاكره كننده ميباشد تفكيك نمودهاند.

رئيس تشريفات: بيشتر جنبه نمايشي و تشريفاتي دارد. مانند لوح تقدير كه مدير در طي يك مراسم به كاركنان نمونه ميدهد.
رهبري: مسئوليت ايجاد انگيزش در كاركنان و زيردستان و تحريك بخشيدن در آنان.
ارتباط (ربط): تماس گرفتن با افراد خارج از سازمان به منظور كسب اطلاعات از آنان و بستن قرارداد با سازمانهايي كه اطلاعات مفيدي را به سازمان ميدهند.
رئيس اطلاعات: مديران از طريق خواندن مجله يا صحبت كردن با سايرين سعي ميكنند تا از سازمانها و مؤسسات ديگر اطلاعاتي را دريافت كنند تا از نظرات و سليقه مردم باخبر شوند و بتوانند با سازمانهاي ديگر همكاري و يا رقابت و مقابله نمايند.
اطلاع رسان: مدير، اطلاعات موجود را كه از كاركنان و با ديگران بدست آورده است را به تمامي اعضاء سازمان منتقل نمايد.
سخنگوي سازمان: درباره برنامه و سياستها و فعاليتها و نتايج اقدامات اطلاعات لازم را به افراد و ساير سازمانها ميدهد.
خلاقيت و نوآوري: مدير در نقش نوآوري دست به كارهاي تازه ميزند و براي ايجاد تحول در سازمان به تحقق و بررسي پرداخته تا اقدامات اصلاحي را بعمل آورد.
مسئول رفع بحران: هنگامي كه سازمان با بحران و يا حالت غيرقابل پيشبيني مواجه شد مدير بايد در جهت رفع بحران بكوشد و با ارائه راهحلها، اقدامات اصلاحي بعمل آورد.
تخصيص دهنده منابع: مسئوليت تخصيص منابع اعم از مالي و انساني بين بخشهاي مختلف سازمان بر عهده مديران ميباشد و او تصميمات مهم را در اين رابطه اتخاذ ميكند.
مذاكره كننده: مذاكره و چانه زدن و بستن قرارداد با سازمانهاي مختلف از جمله نقشهايي است كه مديران به عنوان نماينده سازمان دارا ميباشند.
منبع : کتاب اصول و مبانی مدیریت - مهدی شریعتمداری
ترجمه مقاله ای از دانیل آیزنبرگ :
بعضی از دوستان شما کارآفرین شدهاند. کسانی که به این هدف دست یافتهاند، تقریبا هر روز عکسشان در صفحه اول روزنامهها و وبسایتها است.
حتی رییسجمهور اوباما هم در مورد این موضوع صحبت ميکند. حال سوال این است که آیا شما هم ميتوانید کارآفرین شوید؟ آیا شما ميتوانید به میلیونها فردی که هر ساله دل به دریا ميزنند و رویای کار آفرینی خود را محقق ميکنند، بپیوندید؟ من طی سالها به عنوان یک کارآفرین و حالا به عنوان یک استاد کارآفرینی به این نکته پي بردهام که در وجود تمام کسانی که کارآفرین بالقوه هستند، یک میزان حداقلی از جسارت و جربزه وجود دارد. همیشه انگیزهها و محرکهای قوی وجود دارد که افراد را وادار به راهاندازی کسبوکار خودشان ميکند.

تست کار آفرینی در ادامه مطلب
بیشتر مردم از همقطاران جاه طلب خود در هراسند.کسانی که برای جبران ضعف و کمبود های خود در رسیدن به مقاماتی که می خواهند و در نحوه رسیدن به آن ها شدیدا تلاش می کنند. واقعا اگر این افراد جاه طلب، به همان اندازه که خود فکر می کنند با استعداد باشند، می توانند با ارزش ترین هم پیمانان شما باشند. شما می توانید ارابه خود را در مسیر ستاره آنان قرار دهید، و آنان را تا مقصد دنبال کنید. و از آن بهتر می توانید به رقابت و هم چشمی با نقاط مثبت و محاسن آن ها بپردازید، و از آن ها جلو بزنید.

افراد واقعا خطرناک در تشکیلات شما هرگز جاه طلبی خود را بروز نمی دهند. آن ها دارای دستور جلسه محرمانه ای هستند، که عناوین آن بر شما، و یا شاید بر خودشان هم پوشیده است. دستوری که اولین و اولویت دارترین مساله اش « بقای نفس» است. آنها چون چربی شیر نیستند که با زدن شیر در بالا جمع شوند، آن ها به شدت سعی می کنند مطرح نشوند. این گونه آدم ها را در هر تشکیلاتی می توان دید، که ذیلا به 7 گونه خطرناک آنها اشاره شده است:
مديران اغلب نميدانند در ذهن كاركنان چه ميگذرد
یکی از دلایلی که باعث ناکارآمدی سازمان میشود، ریشه در توهم اطلاعاتی مدیران از اوضاع مجموعه تحت مدیریت خود دارد. آنها از تاثیری که روی زیردستان خود دارند، بیخبر و ناآگاه هستند و احساسی را که زیرمجموعه از کار کردن برای آنها دارد، درک نمیکنند. اما آیا این واقعا تقصیر آنها است؟ در اینجا سه علت اصلی دشواریهای مدیریت را که در جریان پژوهش برای کتاب «رییس خوب، رییس بد» به آنها پی بردهام، توضیح میدهم.

|
|