تبليغاتX
یک مدیر دات کام - امروز 13 آبان
امروز 13 آبان چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 19:57

امروز صبح دیر از خواب بیدار شدم ... زندگی دوباره شروع شد ... دیرم شده .. باید خودمو زودتر به بانک برسونم... با کمی تاخیر رسیدم .... اشکالی نداره ... کارمو شروع می کنم ... چند تا از مشتری ها صحبت از ۱۳ آبان و درگیری و این حرف ها می کنن! گوشم دیگه از این حرفها پره!

دیروز هم آقای رئیس جمهور رفتن مجلس و لایحه هدفمند کردن یارانه ها رو می خواستند پس بگیرند که انگار بهشون پس ندادن. تو خبر های روزنامه تهران امروز می چرخم و هیچ چیز تازه ای به جز درگیری های دو جناح راست و چپ نیست .... بحث مترو تهران هم که داغه داغه .... کارم که تموم میشه به سمت مترو حرکت می کنم ... اینجا انگار هل دادن مد شده ... هر ایستگاهی که می رسیم با کلی تاخیر ترن حرکت می کنه ... هی هل می دن ... صدام در میاد و میگم خواهش میکنم هل ندید! ایستگاه دروازه دولت از قطار پیاده میشم ... سوار BRT میشم ... اینجا هم همه هل میدن ... آخه این اتوبوس دیگه جا نداره ولی بازم هل میدن... هل بدید عزیزانم .... هل بدید .... ایستگاه انقلاب پیاده میشم ... یگان ویژه میدون رو محاصره کرده ... توجهی نمی کنم ...میرسم سر کلاس ولی ۱۵ دقیقه ای از کلاسم گذشته... خلاصه دیگه حسابی اعصابم خرد شده بود ... به سمت خونه حرکت کردم ... سر میدان جمهوری هم سر سوار شدن تاکسی دعوا شده ... کلی جمعیت هست و از تاکسی خبری نیست ... وسائل نقلیه عمومی این روزها خیلی زیاد شده به حدی که اصلاً آدم احساس نمی کنه که به وسیله نقلیه شخصی نیاز داره ... نمی دونم چرا شهردار یا رئیس جمهور یا رئیس مجلس یه سری به این وسائل نقلیه عمومی نمی زنند که ببینند من که یک کارمندم و مالیاتم رو هم میدم چرا باید تو وسائل نقلیه عمومی له بشم؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |